معنی مزینانی
6 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) منسوب است به مزینان که شهری است در خراسان. (از الانساب سمعانی).[ مَ ] (اِخ) ابوسعد اسعدبن محمد المزینانی. منسوب به مزینان یکی از ارباع بیهق. ادیبی فاضل و مخرج بود و اشعاری از او به عربی دربارهٔ امام محمدبن حمویه در تاریخ بیهق مذکور است. (از تاریخ بیهق ص ۳۹ و ص ۲۲۸): چونین قصیده گفت مزینانی ادیب اندر حق امیر سماعیل گیلکی.سوزنی. هست این جواب شعر مزینانی آنکه گفت یارب چه دلربای و فریبنده کودکی.سوزنی.
کلمات همقافیه با «مزینانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر