معنی مزینة
6 بازدید
[ مُ زَ نَ ] (اِخ) بنت کلب بن وبرة، مادری است از دورهٔ جاهلیت و فرزندان دو پسرش عثمان و اوس بدو منسوبند. و از نسل او کعب بن زهیربن ابی سلمی المزنی میباشد. در دورهٔ جاهلیت بتی به نام نُهْم به بنی مزینة منسوب بوده است که خزاعی بن عبدنهم صحابی آن را شکست. (از الاعلام زرکلی ج ۸).[ مُ زَ نَ ] (اِخ) قبیله ای است از اولاد مزینةبن ادبن طانجةبن الیاس بن مضر مزنی از اصحاب نبی(ص). (منتهی الارب). نام قبیله ای از اعراب. (از الانساب سمعانی). نام قبیله ای از تازیان. (ناظم الاطباء). نام قبیله ای از عرب و اشعار این قبیله را ابوسعید سکری گرد کرده است. (ابن الندیم): از قبیلهٔ مزینه در سال هشتم هجرت در غزوهٔ حنین هزار نفر به کمک حضرت محمد(ص) آمده بودند. که صد زره و صد اسب در میان ایشان بود. (از حبیب السیر) (از امتاع الاسماء). و رجوع به امتاع الاسماء ص ۲۷۶ و ۳۶۲ و ۳۶۴ و ۳۷۲ شود.[ مُ زَیْ یِ نَ ] (ع ص) مؤنث مزیّن. مشاطه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزینة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر