معنی مزینان

معنی مزینان

7 بازدید
[ مَ ] (اِخ) شهرکی است خرد [ از خراسان ] بر راه ری و اندر وی کشت و زرع بسیار است. (حدود العالم). نام یکی از دوازده رَبع بیهق که شامل مایان، کموزد، داورزن، سد خرو، طزر، بهمن آباد، مهر (که آنجا مزارع اقلام بحری باشد) و ماشدان و سویزان. (از تاریخ بیهق ص ۳۹). قصبه ای است مرکز دهستان مزینان بخش داورزن شهرستان سبزوار در ۱۰هزارگزی جنوب داورزن سر راه تهران به مشهد واقع شده است آبش از قنات رودخانهٔ داورزن محصولش غلات، پنبه، زیره و شغل مردمش زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش داورزن شهرستان سبزوار و محدود است از طرف شمال به دهستان مرکزی، از جنوب به کال شور (خارتوران) از غرب به بخش عباس آباد از شهرستان شاهرود، در منطقهٔ جلگه واقع و آب بعضی قراء آن شور است و قابل آشامیدن نیست. این دهستان شامل ۴۸ آبادی بزرگ و کوچک است و جمعیت آن ۶۸۹۰ تن است که عموماً زارع و گله دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «مزینان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید