معنی مزج

معنی مزج

6 بازدید
[ مَ ] (ع مص) آمیختن. (غیاث اللغات) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (دهار). آمیزش. آمیختگی. آمیغ. خلط. در هم کردن. ممزوج کردن. امتزاج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آمیختن شراب و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). || برافژولیدن قوم و سگ. (منتهی الارب) (آنندراج). مزج فلاناً؛ برافژولیدن فلان را. (ناظم الاطباء). || (اِ) عسل و انگبین. انگبین. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || بادام تلخ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). درخت بادام تلخ است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
[ مُ زَج ج ] (ع ص) نیزهٔ بازُج. (آنندراج): رمحٌ مزج؛ نیزهٔ باپیکان. (منتهی الارب).
[ مِ ] (ع اِ) بادام تلخ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || انگبین. (منتهی الارب) (آنندراج). عسل و انگبین. (ناظم الاطباء).
[ مِ زَ ج ج ] (ع اِ) نیزهٔ خرد و کوتاه. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (دهار) (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «مزج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید