معنی مزج کردن
6 بازدید
[ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) خلط کردن. مخلوط کردن. ممزوج کردن. در آمیختن. آمیختن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مزج کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر