معنی مریط
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) تیر بی پَر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، مِراط. (منتهی الارب). || مابین رستنگاه موی و بند دست و پای ستور و سم آن. || هر یک از دو رگ بدن که به نام مریطان خوانده می شوند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ مُ رَ ] (اِخ) نام جد هاشم بن حرملة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مریط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر