معنی مریطاء
4 بازدید
[ مُ رَ ] (ع اِ) میان ناف و زهار، و یا میان سینه و زهار، و یا پوستکی است تنک میان آنها. (از منتهی الارب). مریداء پوست مابین ناف و زهار. (مرصع). پوستگی تنک از ناف تا زهار در اندرون شکم. حوصله؛ و آن فرود ناف است تا عانه. || سوراخی است که روده های خایگان از آن در کیسهٔ خایه ریزد. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دو رگ است که وقت بانگ برآید و متنفخ گردد. (منتهی الارب). دو رگ است که شخص بانگ برآرنده بر آنها تکیه می کند. (از اقرب الموارد). || تهی جای لب زیرین و بروت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || آنچه گرداگرد ریش بچه باشد. || بغل. (منتهی الارب). اِبْط و زیر بغل. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مریطاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر