معنی مریضداری
5 بازدید
[ مَ ] (حامص مرکب) عمل مریض دار. بیمارداری. پرستاری.
کلمات همقافیه با «مریضداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر