معنی مرحلة
6 بازدید
[ مَ حَ لَ ] (ع اِ) فرودآمدنگاه. (منتهی الارب). منزلگاه. (دستور الاخوان) (غیاث اللغات). منزل. مرحل. (مهذب الاسماء). منزل بین دو منزل. (از متن اللغة). || منزلی که از آنجا بار می بندند و حرکت می کنند. (از متن اللغة). کوچگاه. (غیاث اللغات). || مسافتی که مسافر در طول یک روز می پیماید. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). شش فرسخ و دو ثلث فرسخ است در زمین هموار. (دمشقی یادداشت مؤلف). مقدار مسافت چهار فرسنگ. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). ج، مراحل. || جای رخت و اسباب . (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء).[ مُ رَحْ حَ لَ ] (ع ص) شتری که بر آن پالان نهاده باشند. (منتهی الارب) (از متن اللغة). || شتری که او را فرود آورده باشند. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مرحلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر