معنی مرجوح آمدن
4 بازدید
[ مَ مَ دَ ] (مص مرکب) مغلوب شدن در مناظره و غیره. (از فرهنگ فارسی معین): بر آن اجماع کردند که اگر دینی در این مناظره از عهدهٔ سؤالات گاوپای بیرون آید... و اگر از دیو محجوج و مرجوح آید او را هلاک کنند. (مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «مرجوح آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر