معنی مرجوحة
7 بازدید
[ مَ حَ ] (ع اِ) بانوج. بازپیج. (از منتهی الارب). ارجوحة. چوبی که وسط آن را بر تل مرتفعی گذارند و پسربچگان دو طرف آن سوار شوند و پائین و بالا رود. (از متن اللغة). الاکلنگ. رجوع به الاکلنگ شود. || (ص) تأنیث مرجوح. رجوع به مرجوحه و مرجوح شود.
کلمات همقافیه با «مرجوحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر