معنی مراهقت
6 بازدید
[ مُ هَ / هِ قَ ] (از ع اِمص) مراهقة. در شرف بلوغ واقع شدن. به سن بلوغ نزدیک شدن. در آستانهٔ بلوغ قرار گرفتن. رجوع به مراهقة شود. || نزدیکی بلوغ. (یادداشت مؤلف): عمر من در سن ترعرع به مراهقتی نزدیک بود. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۹۴).
کلمات همقافیه با «مراهقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر