معنی مراهم
3 بازدید
[ مَ هِ ] (ع اِ) جِ مرهم. (از متن اللغة). رجوع به مَرهَم شود: الم جراحت ماتمش را به مراهم بیکرانه تسکین بخشد. (ظفرنامهٔ یزدی از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «مراهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر