معنی مراقة
3 بازدید
[ مُ قَ ] (ع ص، اِ) موی و پشم برکنده از پوست. (منتهی الارب). پشم و موی منتتف و برکنده، یا خاص بدانچه که از پوست به هنگام دباغت برکنند. (از متن اللغة). || گیاه برکندهٔ اندک جهت ستور. (منتهی الارب). گیاه مختصری که برای گوسفند از زمین برکنند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). و گفته اند: المراقة من النبات ما یشبع المال؛ گیاه به مقداری که ستور را سیر کند. (از اقرب الموارد). || آنچه که از موی پس از شانه زدن فروریزد. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مراقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر