معنی مراقبه
5 بازدید
[ مُ قَ / قِ بَ / بِ ] (ع مص، اِمص) مراقبة. رجوع به مراقبة و مراقبت شود. || ترسیدن و گردن فروانداختن. (غیاث اللغات). رجوع به مراقبة و مراقبت شود. || به اصطلاح عرفا، حضور دل است با خدا و غیبت از ماسوا. (غیاث اللغات). رجوع به مراقبت شود.
کلمات همقافیه با «مراقبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر