معنی مراقد
5 بازدید
[ مَ قِ ] (ع اِ) جِ مرقد. (از دستور الاخوان). رجوع به مَرقَد شود: دیدهٔ حقود حسود از ملاحظات جمال حضرتش در مراقد غفلت تا صبح قیامت غنوده. (مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «مراقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر