معنی مراغم
4 بازدید
[ مَ غِ ] (ع اِ) جِ مَرغَم و مِرغَم به معنی بینی. (از متن اللغة). رجوع به مرغم شود.[ مُ غَ ] (ع اِ) هجرتگاه. (ترجمان علامهٔ جرجانی). مهرب. گریزگاه. (از متن اللغة). مذهب. مهرب. (اقرب الموارد). رفتن جای. گریزجای. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || مضطرب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). جای اضطراب. (ناظم الاطباء). السعة و المضطرب الواسع. (متن اللغة). گویند: وقع فی المراغم؛ ای فی المضطرب. (اقرب الموارد). || قلعه. (منتهی الارب). حصن. (متن اللغة) (اقرب الموارد).[ مُ غِ ] (ع ص) ناراضی. کراهت دارنده. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از مراغمة. رجوع به مراغمة شود.
کلمات همقافیه با «مراغم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غم» برای سرودن شعر