معنی مراغة
5 بازدید
[ مَ غَ ] (ع اِمص) عمل به خاک غلطیدن. (لسان العرب از حواشی چهارمقاله). غلطیدن عموماً و غلطیدن اسب و خر خصوصاً. (از برهان قاطع). در عربی به معنی غلطیدن جانور است خواه طائر باشد خواه چارپا، در این صورت اسم ظرف است از روغ به معنی غلطیدن حیوان. (غیاث اللغات از قاموس و صراح و منتخب): مارغه بالتراب؛ الزقه به، والاسم المراغة. (متن اللغة). خرغلط. خرغلت. (یادداشت مؤلف). رجوع به مراغه شود. || (اِ) جای غلطیدن ستور. (منتهی الارب) (دستورالاخوان). موضعی که در آن دواب به خاک غلطند. (از لسان العرب). موضع تمرغ دواب. (متن اللغة). مراغ. متمرغ دابه. (اقرب الموارد). جای خرغلط زدن. || (ص) خر ماده که منع نکند گشن را. (منتهی الارب). ماده خری که نره خر را از خود منع و رد نکند. (از متن اللغة). || هو مراغة مال؛ ازاؤه. (متن اللغة) (اقرب الموارد). نیکو تیمارکنندهٔ شتران است. (منتهی الارب).[ مَ رْ را غَ ] (ع ص) غلطنده. (ناظم الاطباء). متمرغ. (متن اللغة). خرغلت زننده. چارپائی که بر خاک غلطد و خود را در خاک مالد.[ مَ غَ ] (اِخ) لقبی است که فرزدق یا اخطل شاعر به مادر جریر شاعر داده اند به قصد سب و توهین، و جریر را ابن مراغة خوانده اند به معنی کسی که مادرش چون خر ماده ای تن به هر نره خری درداده است. رجوع به تاج ص ۱۳۳ شود.
کلمات همقافیه با «مراغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر