معنی مرابطه
5 بازدید
[ مُ بِ طَ / طِ ] (از ع اِمص) مرابطة. سرحدداری. رجوع به مُرابَطَة شود. || مواظبت کردن. رجوع به مُرابَطَة شود. || در فارسی، با یکدیگر رابطه داشتن. با هم مرتبط بودن. به یکدیگر پیوسته و مربوط بودن. ربط و پیوند داشتن با همدیگر.
کلمات همقافیه با «مرابطه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طه» برای سرودن شعر