معنی مذلة
6 بازدید
[ مَ ذَلْ لَ ] (ع مص) خوار شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۸۷). خوار گردیدن. (منتهی الارب). ذل. ذلالة. ذلة. وتد. (متن اللغة). رجوع به مذلت شود. - عیرالمذلة؛ میخ. (منتهی الارب) (متن اللغة) (اقرب الموارد از اللسان).
کلمات همقافیه با «مذلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر