معنی مذرة
9 بازدید
[ مِ ذَرْ رَ ] (ع اِ) آلتی است ک بدان دانه را از کاه جدا کنند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سکو. (یادداشت مؤلف). رجوع به مذری شود. || آلتی است که بدان تخم پاشند. (یادداشت مؤلف) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).[ مَ ذِ رَ ] (ع ص) زن پلید. (منتهی الارب). زنی که بدنش بدبو باشد. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به مذر شود. || بیضهٔ گنده و تباه شده. (از منتهی الارب) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مذرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر