معنی مذرب
9 بازدید
[ مِ رَ ] (ع اِ) زبان. (منتهی الارب). لسان. (متن اللغة).[ مُ ذَرْ رَ ] (ع ص) سیف مذرب؛ شمشیر تیز. (مهذب الاسماء). شمشیر زهرآب داده. (منتهی الارب). مسموم. (متن اللغة). || سنان مذرب؛ تیزکرده شده و بزهرآب داده. ذرب. (از متن اللغة).[ مُ ذَرْ رِ ] (ع ص) تیزکنندهٔ سنان. (آنندراج). نعت فاعلی است از تذریب. رجوع به تذریب شود.
کلمات همقافیه با «مذرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر