معنی مدلجة

معنی مدلجة

6 بازدید
[ مِ لَ جَ ] (ع اِ) شیردوشهٔ چرمین بزرگ که بدان شیر به سوی کاسه ها نقل کرده شود یا عام است. (منتهی الارب). قوطی بزرگی که در آن شیر نقل کنند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
[ مَ لَ جَ ] (ع اِ) خانهٔ وحش و سبع. (منتهی الارب). کناس الظبی. مدلج. (متن اللغة). آرامگاه وحوش. (از اقرب الموارد). رجوع به مدلج شود. || ما بین چاه آب و حوض. مدلج. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به مَدلَج شود. || جای تهی کردن دلو از حوض و جز آن . (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «مدلجة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید