معنی مدلجة
6 بازدید
[ مِ لَ جَ ] (ع اِ) شیردوشهٔ چرمین بزرگ که بدان شیر به سوی کاسه ها نقل کرده شود یا عام است. (منتهی الارب). قوطی بزرگی که در آن شیر نقل کنند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).[ مَ لَ جَ ] (ع اِ) خانهٔ وحش و سبع. (منتهی الارب). کناس الظبی. مدلج. (متن اللغة). آرامگاه وحوش. (از اقرب الموارد). رجوع به مدلج شود. || ما بین چاه آب و حوض. مدلج. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به مَدلَج شود. || جای تهی کردن دلو از حوض و جز آن . (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مدلجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر