معنی مدرکات
6 بازدید
[ مُ رَ ] (ع ص، اِ) آنچه از اشیاء که ادراک شود. (فرهنگ فارسی معین). آن چه که دریافته و ادراک شود یا قابل درک و فهم باشد. جِ مُدْرَکة. رجوع به مُدرَک و مُدرَکَة شود. - مدرکات امکانیه؛ در فلسفه، موجودات امکانیه. (فرهنگ علوم عقلی از فرهنگ فارسی معین). رجوع به حکمت اشراق ص ۲۵۶ و اسفار ج ۱ ص ۳۲۲ شود.[ مُ رِ ] (ع ص، اِ) عقلها. دانشها. (غیاث اللغات). جِ مُدْرِکة. رجوع به مُدْرِکه شود. - مدرکات خمس؛ قوای پنجگانهٔ باطنی: حس مشترک، خیال، وهم، حافظه، متصرفه. (فرهنگ علوم عقلی، از فرهنگ فارسی معین). رجوع به اسفار ج ۱ ص ۲۷ شود.
کلمات همقافیه با «مدرکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر