معنی مدارس
4 بازدید
[ مُ رِ ] (ع ص) مذاکر. مُقاری ء. (اقرب الموارد). درس گوینده و سبق گوینده و باهم مذاکرهٔ درس نماینده. (ناظم الاطباء). که کتاب خواند و درس بدهد. (از متن اللغة). || مرد بدفعل آلوده به گناه. (منتهی الارب). متلطخ در ذنوب. (از متن اللغة). که در گناه آویزد و خود را به گناه ها آلوده سازد. (از اقرب الموارد).[ مَ رِ ] (ع اِ) جاهای درس گفتن. (غیاث اللغات). جِ مدرسه. رجوع به مدرسه شود: و اضعاف آن بر عمارت مساجد و معابد و اربطه و مدارس... صرف کرده است. (المعجم).[ مُ رِ ] (اِخ) نام شخصی است که رسولی پیش عذرا فرستاد و عذرا چشم رسول او را به انگشت کند. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «مدارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر