معنی مداخله کردن
4 بازدید
[ مُ خَ / خِ لَ / لِ کَ دَ ] (مص مرکب) دخالت کردن در امری. دخالت در امور دیگران.
کلمات همقافیه با «مداخله کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر