معنی مداخلهگر
3 بازدید
[ مُ خَ / خِ لَ / لِ گَ ] (ص مرکب) که در کار دیگران بی هیچ حقی و بی اجازت آنان دخالت و دست اندازی کند. دولت یا حکومتی که در امور داخلی ممالک کوچکتر و ضعیف دخالت کند.
کلمات همقافیه با «مداخلهگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر