معنی مخدومة
7 بازدید
[ مَ مَ ] (ع ص) مؤنث مخدوم. رجوع به همین کلمه معنی اول شود. - قوای مخدومهٔ طبیعیة؛ عبارت است از قوهٔ غاذیه و نامیة و مولدة و مصورة. (از داود ضریر انطاکی ج ۱ ص ۱۳، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مخدومة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر