معنی مخدومه
7 بازدید
[ مَ مَ ] (اِخ) از شاعران ایران و از مردم یزد است. این رباعی از اوست: شب عربده با محنت هجران کردم با او دل و جان دست و گریبان کردم چون دیدم از او روی خلاصی مشکل جان دادم و کار بر خود آسان کردم. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «مخدومه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر