معنی محو گرداندن
5 بازدید
[ مَ حْ وْ گَ دَ ] (مص مرکب) محو گردانیدن. محو کردن : و مجموع بدعتهای سیئه و سنن جائره باطل و محو گردانید. (تاریخ قم ص ۵). || نیست و نابود کردن.
کلمات همقافیه با «محو گرداندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر