معنی محصص
6 بازدید
[ مُ حَ صْ صَ ] (ع ص) هویدا. (از منتهی الارب). آشکار. - بهره بهره گردیده. حصه حصه شده. - به عهدهٔ کسی گذاشته شده. حواله شده. (سازمان اداری حکومت صفوی ص ۱۴۱). - (اِ) سهم و حصهٔ مقرر شده. سهمیهٔ معین شده. - دفتر محصص؛ دفتر سهمیه : بعد از آن به موجب بروات مهر وزیر و کلانتر و مستوفی متوجهات دیوانی هر یک از دفتر حواله و محصص کلانتر موافق بنیچهٔ فیمابین هر صنف توجیه و محصلان دیوانی از آن قرار بازیافت مینمایند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴۷).
کلمات همقافیه با «محصص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صص» برای سرودن شعر