معنی محصرة
5 بازدید
[ مَ صَ رَ ] (ع اِ) هر آنچه پینو و قروت را بر وی نهاده در آفتاب خشک کنند. (منتهی الارب). هر چیزی که کشک و پینو را در روی آن گذاشته در آفتاب خشک کنند. (ناظم الاطباء).[ مِ صَ رَ ] (ع اِ) حصار. نوعی از پالان شتر. - پالان خرد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «محصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر