معنی محاقی
4 بازدید
[ مُ ] (ص نسبی) منسوب به محاق. در حالت کاستی و باریکی و تاریکی واقع شده (ماه): کمان گروههٔ زرین شده محاقی ماه ستاره یکسر غالوکهای سیم اندود. خسروانی.
کلمات همقافیه با «محاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر