معنی محاقلة
4 بازدید
[ مُ قَ لَ ] (ع مص) فروختن کشت سبز دانه نبسته. - فروختن کشت را با خوشهٔ نادروده به گندم. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - زراعت کردن بر نصیب معلوم از ثلث و ربع و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج). - گندم در عوض کرایهٔ زمین گرفتن (و قد نهی عن ذلک). (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «محاقلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر