معنی محاسبات
5 بازدید
[ مُ سَ / سِ ] (ع اِ) جِ محاسبة. (یادداشت مرحوم دهخدا). - حسابها. (ناظم الاطباء). - بده و بستان: با فلان تاجر محاسباتی داشتم. - اداره ای که امور مالی و پولی را در هر دستگاه یا وزارتخانه و یا مؤسسه به عهده دارد و پرداخت و دریافت وجوه و نگهداری حساب دخل و خرج با اوست. حسابداری. - دیوان محاسبات؛ اداره ای که به موجب قانون خاص تشکیلات خاص و شعب متعدد و دادسرا دارد و دادستان و مستشارانی که از جانب مجلس شورای ملی انتخاب می شوند. و تابع وزارت دارائی است و موظف به بررسی حسابهای کل کشور و رسیدگی به حساب و تخلفات ذیحسابان و تهیه و تنظیم لایحهٔ تفریغ بودجهٔ کل کشور است. رجوع به دیوان شود.
کلمات همقافیه با «محاسبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر