معنی مجسم شدن
5 بازدید
[ مُ جَ سْ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) جسمیت یافتن. به صورت جسم درآمدن. - آشکار شدن. نمایان شدن. پدیدار شدن.
کلمات همقافیه با «مجسم شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر