معنی مجسم کردن
6 بازدید
[ مُ جَ سْ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) جسمیت دادن. به صورت جسم درآوردن. - مصور کردن. صورت دادن در ذهن به امری خیالی یا غایب و دور.
کلمات همقافیه با «مجسم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر