معنی مجاورة
4 بازدید
[ مُ وِ رَ ] (ع ص) مؤنث مُجاوِر. رجوع به مجاور شود. - زاویتین مجاورتین؛ دو زاویهٔ مجاور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دو زاویه هنگامی مجاورند که یک ضلع مشترک داشته باشند. و رجوع به زاویه در همین لغت نامه شود.[ مُ وَ رَ ] (ع مص) با کسی همسایگی کردن. (تاج المصادر بیهقی). همسایگی کردن. جِوار. جُوار. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). - اعتکاف کردن در مسجد. (تاج المصادر بیهقی). به اعتکاف نشستن در مسجد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). به اعتکاف نشستن در مزگت. (ناظم الاطباء). و رجوع به مجاورت شود. - در زنهار کسی شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مجاورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر