معنی مجانبت

معنی مجانبت

5 بازدید
[ مُ نَ / نِ بَ ] (ع مص) از چیزی دور شدن و از کاری یکسو شدن. (از غیاث). از چیزی به یکسو شدن. دور شدن پرهیزیدن. احتراز. اجتناب. کناره گیری کردن. پرهیز کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و نهی که بر مجانبت از سه فعل نکوهیده مشتمل پوشیده نماند. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۷). مدتی است که از ما اعراض کرده ای و قدم باز گرفته و مجانبت ما اختیار کرده ای موجب چیست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ شعار ص ۳۱۶). در باب اتفاق و ائتلاف و مجانبت جانب خلاف استیناف رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۹۳). امیرک طوسی باابوعلی راه مجانبت پیش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۴۷). تو نیز اگر توانی سرخویش گیر و راه مجانبت در پیش. (گلستان). و رجوع به مجانبة شود.

کلمات هم‌قافیه با «مجانبت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید