معنی مجانة
4 بازدید
[ مَ نَ ] (ع مص) بی باک گردیدن و شوخ چشم گردیدن. مُجون. مُجن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). در گفتار و کردار بی پروا بودن یعنی شوخ بودن و آن ضد «جِدّ» است. (از اقرب الموارد).[ مُ جانْ نَ ] (ع اِمص) سیاهی روی. (ناظم الاطباء).[ مَ جْ جا نَ ] (اِخ) شهری است در افریقا و میان آن و قیروان پنج منزل فاصله است. بسربن ارطاة آنجا را فتح کرد و آنجا را قلعهٔ بسر نیز نامیدند. (از معجم البلدان). امروزه دهی بزرگ و به نام برج مجانه معروف است و در ایالت قسنطینهٔ الجزایر واقع است. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به همین دو مأخذ شود.
کلمات همقافیه با «مجانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر