معنی مثل گشتن
5 بازدید
[ مَ ثَ گَ تَ ] (مص مرکب) مَثَلِ سایر شدن : و او تیغ بیرون کشید و همی زد تا بکشتش پس گفت: «خذ من جذع مااعطاک» و این سخن مثل گشت در عرب. (مجمل التواریخ والقصص ص ۱۷۴). - مشهور شدن. شهرت یافتن در صفتی : تویی کز نسل شاهان سرفرازی مثل گشتی چنین در عشقبازی.نظامی.
کلمات همقافیه با «مثل گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر