معنی مثل شدن
6 بازدید
[ مَ ثَ شُ دَ ] (مص مرکب) مشهور شدن. (آنندراج). شهرت یافتن در صفتی : شد مثل در خام طبعی آن گدا او از این خواهش نمی آمد جدا.مولوی. ز زخم من به رعنایی مثل شد تیغ خونریزش کند اندام پیدا آب چون در جویبار افتد. صائب (از آنندراج). - مورد مثل واقع شدن حکایتی. حکم مثل پیدا کردن حدیث و داستانی.
کلمات همقافیه با «مثل شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر