معنی مثل راندن
6 بازدید
[ مَ ثَ دَ ] (مص مرکب) مثل آوردن. مثل زدن. مثل ذکر کردن. مثل نقل کردن : راند خواهم ز گفته هات مثل گفت خواهم ز کرده هات سمر. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص ۲۱۴). رجوع به مثل زدن شود.
کلمات همقافیه با «مثل راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر