معنی متواریه
6 بازدید
[ مُ تَ یَ / مُ یَ ] (ع ص) متواریة. مؤنث متواری. ج، متواریات. پنهان : بعد نه سال آمد آنهم عاریه گشت پیدا باز شد متواریه.مولوی. بر جمادات آن اثرها عاریه است آن پی روح خوش متواریه است.مولوی. و رجوع به متواری (معنی اول) شود.
کلمات همقافیه با «متواریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر