معنی متواریوار
5 بازدید
[ مُ تَ / مُ ] (ص مرکب) متواری گونه : دوش سرمست نگارین من آن طرفه پسر با یکی پیرهن زورقئی طرفه به سر از سر کوی فرودآمد متواری وار کرده از غایت دلتنگی از اینگونه خطر. سنائی. رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «متواریوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر