معنی متواریگونه
6 بازدید
[ مُ تَ نَ / نِ / مُ نَ / نِ ] (ص مرکب) در حال تواری. کسی که تقریباً بحال تواری است. نهان گونه. همانند کسی که در اختفا بسر می برد. متواری وار: لشکر غور را چنان چشم زخمی افتاد و من بنده در هرات چون متواری گونه همی گشتم به سبب آنکه منسوب بودم به غور. (چهارمقالهٔ نظامی عروضی ص ۱۳۲). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «متواریگونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر