معنی متنعنع
6 بازدید
[ مُ تَ نَ نِ ] (ع ص) دورگردنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دور و دور گردیده. (ناظم الاطباء). - مضطرب و پریشان و پراکنده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - پیچ و پیچان رونده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و رجوع به تنعنع شود.
کلمات همقافیه با «متنعنع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر