معنی متنغش
5 بازدید
[ مُ تَ نَ غْ غِ ] (ع ص) چیزی لرزنده و جنبنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). متزلزل و جنبان. (ناظم الاطباء). رجوع به تنغش شود.
کلمات همقافیه با «متنغش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غش» برای سرودن شعر