معنی متلاحظة
6 بازدید
[ مُ تَ حِ ظَ ] (ع ص) مؤنث متلاحظ: احوالهم متشاکلة متلاحظة. (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «متلاحظة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظة» برای سرودن شعر