معنی متلاحک
5 بازدید
[ مُ تَ حِ ] (ع ص) چیز درهم آمده و متداخل. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). متداخل بعضی در دیگری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تلاحک شود.
کلمات همقافیه با «متلاحک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حک» برای سرودن شعر